تبليغاتX
تا اوج


تا اوج

 

 

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب


دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند
.


پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: «باید ازت

 
عکسبرداری بشه تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشه


پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست
.

 
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند
.


زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم
.


نمی خواهم دیر شود
!


پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم
.


پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد
!

 
حتی مرا هم نمی شناسد
!


پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز

 
صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

 
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است
...!

 

 

نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 11:20 توسط سمیه| |

 

مي خواهم  بگويم ...... 
فقر  همه جا سر مي كشد .......

فقر ، گرسنگي نيست ، عرياني  هم  نيست ......
فقر ،چيزي را « نداشتن » است ، ولي  آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست  .......
فقر  ،  همان گرد و خاكي است كه بر كتاب هاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ،  تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد مي كند ......
فقر ، كتيبه سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته مي شود .....
فقر ،  همه جا سر مي كشد ........
فقر ، شب را« بي غذا » سر كردن نيست ..
فقر ، روز را « بي انديشه»  سر كردن است ..

                                                              " دکتر علي شريعتي "

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 18:56 توسط سمیه| |

 

 

روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد


شخصي نشست و ساعت ها تقلاي پروانه براي بيرون آمدناز سوراخ كوچك پيله را

تماشا كرد.

آن گاه تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر مي رسيدكه خسته شده،و ديگر

نمي تواند به تلاشش ادامه دهد.

 آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد.

پروانه به راحتي از پيله خارج شد،اما جثه اش ضعيف و بال هايش چروكيده بودند.

آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد .او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم

 شودو از جثه ي او محافظت كند.اما چنين نشد!

در واقع پروانه ناچار شد همه ي عمر را روي زمين بخزدو هر گز نتوانست با

بال هايش پرواز كند.


آن شخص مهربان نفهميد كهمحدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريزآن را خدا

 براي پروانه قرار داده بود،تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شودو پس از خروج

از پيله به او امكان پرواز دهد.

گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم.

اگر خداوند مقرر مي كردبدون هيچ مشكلي زندگي كنيم،فلج مي شديم ،به اندازه ي

 كافي قوي نمي شديم و هرگز نمي توانستيم پرواز كنيم.


من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي سر راهم قرار

داد، تا قوي شوم.من دانش خواستم و خداوند مسايلي براي حل كردن به من داد.


من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به منقدرت تفكر و زور بازو داد تا كار كنم.

من شهامت خواستم و خداوند موانعي سر راهم قرار داد،تا آنها را از ميان بردارم.

من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند.من

محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم.

«من به آنچه خواستم نرسيدم...اما آنچه به آن نياز داشتم ،به من داده شد

نترس با مشكلات مبارزه كنو بدان كه مي تواني بر آنها غلبه كني.

 

 

نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 11:28 توسط سمیه| |

 

حسین بیشتر از آب تشنیه لبیک بود . . .

افسوس که بجای افکارش زخم هایش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی جلوه دادند .

" دکتر علی شریعتی "

 

 

التماس دعا

 

نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت 9:49 توسط سمیه| |

 

( یک سال گذشت )

مادرم

لحظه هایی هست که واقعا دلم برایت تنگ میشود

من اسم این لحظه ها را می گذارم :

                                                             " همیشه "

روحت شاد ای مهربانم

 

دوستان خوبم خواهش میکنم اگه سایه مادر رو سرتونه خیلی قدرشو بدونین . . .

اگه از من میشنوین حتما ببوسینش . . . من نتونستم ببوسمش و الان حسرتش منو میکشه

 

 

مادر خوبم به امید روزی که بهترین جا همو ببینیم : " خدانگهدارت "

دوستت دارم  . . . کاش اینو زودتر از اینها بهت می گفتم . . . کاش . . .

 

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 10:34 توسط سمیه| |

 

 

 

در زمان های گذشته، پادشاهی تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد

و برای این که عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند.

بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد

 حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و

با وجود این هیچکس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت.

نزدیک غروب، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزیجات بود ، نزدیک سنگ شد.

 بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده

برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار

داده شده بود ، کیسه را باز کرد و داخل آن سکه های طلا و یک یادداشت پیدا کرد.

 پادشاه در آن یادداشت نوشته بود:

“هر سد و مانعی می تواند شانسی برای تغییر زندگی انسان باشد . "!!

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 16:54 توسط سمیه| |

 

پاییز مرا عاشق می کند

و باران عاشق تر . . .

حال تو ببین

که باران پاییزی با من چه می کند ؟!

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 16:46 توسط سمیه| |

 


1- حقه بازی

از نیروی خود برای فریب دیگران استفاده می كنید. به جای طرح صریح خواسته های خود ، با

زرنگ بازی می خواهید به هدفهایتان برسید.


2- فروتنی بیش از اندازه

نگرانید كه كسی را از خود برنجانید. اما وقتی می بینید كه دیگران به نیازهای شما واكنش مثبت

نشان نمی دهند ناراحت می شوید.تقصیر همه ی اشكالات زندگی را به گردن دیگران می اندازید.

هرگز احساس نمی كنید كه شما مسئول اتفاقات زندگی خود هستید.


3- وحشت زده و عذاب كشیده

اغلب اوقات احساس ترس دارید. بی مقدمه از جا می پرید.وحشت زده اید.با دلخوری از خویش

 خود را عذاب می دهید.از خودتان بدتان می آید.



4- كودك درون

به بالغها شباهت دارید .مانند آنها راه می روید و حرف می زنید.اما در اصل ، احساس بچه ها را دارید.



5- كمال طلبی ، انعطاف ناپذیری و اقتدارطلبی شدید

می خواهید همه ی كارها را درست انجام دهید .به صورت دایم خود را اصلاح می كنید و در مقام

دایمی داوری هستید.



6- محتاج و نیازمند

احساس نیاز می كنید و از دیگران انتظار دارید نیازهای شما را برآورده سازند. می خواهید ازدواج كنید

 تا كسی از شما مراقبت كند. خواسته های شما برطرف ناشدنی هستند. شاید هم اصولاً ندانید

 كه چه می خواهید.



7- نداشتن مهارتهای ارتباطی

تحت تاثیر احساسات قدرتمند هستید. نمی توانید احساس خود را با دیگران در میان بگذارید. و

احساس دیگران را هم درك نمی كنید.



8- نامشخص بودن مرزهای احساسی

از حد و مرز خود با دیگران بی اطلاعید.احساسات دیگران را به نمایش می گذارید. توانایی برخورد

همدلانه ندارید زیرا شما به جای دیگران احساس می كنید.



9- خشم، اندوه، ترس، لذت و شرم درونی شدید

شما شخصی عصبانی هستید، احساس خشم نمی كنید.اندوهگین هستید ، احساس اندوه

نمی كنید.درونی ساختن احساسات بدین معناست كه دیگر آنها را احساس نمی كنید.این

 احساسات بخشی از وجود شما شده اند.وقتی شرم درونی می شود، همه احساسات تابع این

 شرم می شوند.



10- ابهام متجاوز ـ قربانی

در روابط خود میان یك متجاوز و یك قربانی تاب می خورید.



11- بیگانگی احساسی

با برخی از احساسات خود بیگانه اید.این احساسات گاه خود به خود بروز می كنند. مثلاً می بینید

 كه ناخواسته عصبانی می شوید. می گویید: ” نمی دانم، چرا این طوری شدم“ همین مساله در

 مورد اندوه و ترس هم صدق می كند.



12- توجه بی تناسب به نیازهای دیگران

پیوسته نگران احساسات دیگران هستید. رفتارتان به گونه ای است كه می خواهید به آنها احساس

 بهتری ببخشید. اگر عصبانی هستند، رفتارتان را تغییر می دهید تا احساس بهتری پیدا كنند. اگر

 اندوهگین هستند ، كاری می كنید كه اندوهشان را فراموش كنند.



13- ترس از اكنون

از گذشته ناراضی هستید. آرزو می كنید كه بتوانید آن را از نو انجام دهید. مرتب در هوای آینده

هستید.” اوضاع بهتر می شود“ مرتب در گذشته و آینده زندگی می كنید. اما هرگز در لحظه ی

حال قرار نمی گیرید. خاطرات و تصورات راهی برای اجتناب ار احساسات فعلی هستند.



14- بی اعتمادی

به كسی اعتماد نمی كنید .احساس می كنید هر چه را كه می توانید باید به دست آورید. از

سیاه ها، سفیدها، اروپایی ها، آسیایی ها و غیره و غیره متنفرید. هر جا بتوانید دیگران را آزار

می دهید.



15- گرفتاریهای عاطفی

به لحاظ جسمانی بی حال و كرخت هستید. احساس نمی كنید و احساسی بروز نمی دهید. به

لحاظ روانی كرخت و بی حال هستید و احساس خود را با خشم و انفجار بروز می دهید ، كه در مورد

 اخیر به سرعت به خود می آیید و به اوضاع مسلط می شوید.





منبع : بر گرفته از نشریه ی «راه زندگی»

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 22:39 توسط سمیه| |

 

 موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی‌شود ، بلكه باید برای رسیدن به آن تلاش

 كنیم. تحقیقات گویای این مطلب هستند كه تمام افراد خانواده در یك زندگی مشترك سالم ،

 سعادتمند و كامل از مزایای آن بهره‌مند خواهند شد. در اینجا نتیجه تحقیقاتی را كه درباره

 داشتن یك ازدواج سالم به عمل آمده از نظرتان می‌گذرانیم. همه ما می‌دانیم كه خداوند

 به مزایای زندگی مشترك آگاه است و به همین دلیل است كه زن ها و مردها را تشویق به

 ازدواج كرده .


ازدواج در کنار مشکلات و مسئولیت هایی که به همراه خود دارد ، فرد را وارد دنیایی

 می کند که اگر به درستی صورت گیرد ،بسیار زیبا و دلنشین خواهد بود.



مزایای ازدواج سالم برای كودكان و نوجوانان:

تحقیقات نشان می‌دهد كه كودكانی كه در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری‌های

 بیشتری نسبت به سایرین دارند كه از جمله آنها می‌توان به موارد زیر اشاره كرد: احتمال

 ورود آنها به دانشگاه بالاتر است.

از نظر آكادمیك بچه‌های موفق‌تری هستند.از نظر جسمی سالم‌تر هستند. از نظر عاطفی

 سالم‌تر هستند. احتمال خودكشی در آنها كمتر است.ناآرامی ها و ناهنجاری‌های كمتری

 را در مدرسه از خود نشان می‌دهند. احتمال كمتری وجود دارد كه قربانی سوءاستفاده‌های

 جنسی شوند. كمتر از مواد مخدر استفاده می‌كنند. كمتر مرتكب جنایت می‌شوند. ارتباط

 بهتری با پدر و مادر خود دارند. وقتی ازدواج كردند احتمال طلاق كمتر است.

در زمان نوجوانی از نظر جنسی فعال نمی‌باشند.



مزایای ازدواج سالم برای خانم‌ها:

تحقیقات نشان می‌دهد كه خانم‌هایی كه در یك ازدواج سالم هستند نسبت به خانم‌هایی

 كه در ازدواج‌های ناموفق هستند، مزایای بیشتری دارند، از جمله:

از ارتباط خود راضی‌تر هستند.از نظر احساسی سالم‌تر هستند.از نظر مالی غنی‌تر

 هستند.كمتر قربانی خشونت، سوءاستفاده‌های جنسی و یا سایر جرم‌ها می‌شوند.تلاش

 كمتری برای خودكشی انجام می‌دهند.از موادمخدر استفاده نمی‌كنند.زیرخط فقر به سر

 نمی‌برند.با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می‌كنند.از نظر جسمانی سالم‌‌تر هستند.




مزایای ازدواج سالم برای مردها:

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی كه در یك ازدواج سالم هستند نسبت به

سایر آقایان یافته است. به نمونه‌های زیر توجه كنید:

عمر طولانی‌تر.سلامت جسمانی.تامین مالی.اشتغال بلندمدت.دستمزد بالاترداشتن ارتباط

بهتر با فرزندان.ریسك كمتر در روی آوردن به موادمخدر و مشروبات الكلی.داشتن ارتباط

 جنسی رضایت‌بخش‌تر.احتمال كمتر در ارتكاب به جرم و جنایت احتمال كمتر در خودكشی .



مزایای ازدواج سالم برای اجتماع

 زمانی كه در جامعه درصد افرادی كه در یك ازدواج سالم هستند ، بیشتر شود، مزایای

 بیشماری نیز به همراه آن به اجتماع وارد می‌شود. موارد زیر از نمونه‌های آن می‌باشد،

داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیكی.دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی.بالا

رفتن درصد افراد تحصیلكرده .كاهش خشونت‌های خانوادگی.كاهش آمار جرم و جنایت.

كاهش بارداری در نوجوانان. كاهش میزان ارتكاب به جرم در جوانان و نوجوانان .بالا رفتن

 میزان مالكیت ملكی.کاهش میزان مهاجرت .افزایش ارزش دارایی‌های افراد.كاهش نیاز به

 خدمات مشاوره خانوادگی.

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 23:25 توسط سمیه| |

 

ماه عرفان ، ماه قرآن ، ماه شور

                                             ماه پرواز کبوترهای نور

ماه تسبیح و مناجات و سرور

                                             بر محبین و مسلمانان درود

 

 

التماس دعا

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد 1390ساعت 0:42 توسط سمیه| |


Design By : Night Skin